‏نمایش پست‌ها با برچسب ، سنندج،رشت، چالوس، نور، آمل، کرج. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ، سنندج،رشت، چالوس، نور، آمل، کرج. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ مهر ۲, پنجشنبه

بشنوازنوازنی صدای پاییزرسید!






بشنوازنوازنی صدای پاییزرسید!



بگذر از،نی

'
من'حکایت میکنم

وزجدایی ها شکایت میکنم

نی'کجااین نکته هاآموخته؟ نی کجا داند،نیستان سوخته؟

بشنو،از،من بهترین راوی منم'

راست خواهی،هم نی وهم نی زنم،

نشنو،از،نى، نى حصیرى'بیش نیست!

بشنوازدل،

دل حریم دلبریست'

نى'چو،سوزد خاک و خاکستر شود
...

۱۳۹۴ شهریور ۲۷, جمعه

طغیان رودخانه ورامین باعث جان باختن ۴تن ازهموطنان



#ایران #تهران #ورامین #طغیان #رودخانه #جان #باختن



طغیان رودخانه ورامین باعث جان باختن

۴تن ازهموطنان




۲۸شهریورجاری شدن سیل و طغیان رودخانه در ورامین 4تن ازهموطنان  جان باختند.
هشت تن نیز مفقود شدند.
عصر روز جمعه و جاری شدن آب از شمال تهران کانال ”قیام دشت“ طغیان کرده و باعث مسدود شدن جاده به سوی مشهد شده است.

تعدادی از خودروهای سواری نیز دچار نقص فنی شده و متوقف گردیدند و 4نفر کشته شدند.

۱۳۹۴ شهریور ۵, پنجشنبه

بیماران اورژانس درایران چه وضعیتی دارند؟ چه باید کرد؟






#ایران #پرستار #اورژانس #بیمار

بیماران اورژانس درایران چه وضعیتی دارند؟
 چه باید کرد؟


یکی از پرسنل درمانی از کمبودهای اورژانس می گوید؛ ازاینکه تا دلت بخواهد در اورژانس انترن و رزیدنت رفت و آمد دارند اما هر پرستار باید از ۹بیمار مراقبت کند.بی تعارف می گوید: کارمان آنقدر زیاد است که به بیماران خوب رسیدگی نمی کنیم.
می گوید: اورژانس بیشتر به یک بخش بستری شبیه شده و استادان اجازه بستری شدن بیمار در بخش های تخصصی را نمی دهند.ما اینجا مریضی داریم که سه ماه است در اورژانس بستری است.اگر مریضی به دو متخصص نیاز داشته باشد ،مثلا عفونی و مغز و اعصاب ،به هیچ یک از این دو بخش نمی رود و پزشکان متخصص هر روز دراورژانس او را ویزیت می کنند.مشکل دیگری هم که داریم این است که بیمار بدحال را به بخش نمی برند،اعتقادشان بر این است که یا در اورژانس خوب می شود یا نه! از پزشک متخصص مقیم اورژانس که می پرسم می گوید :پزشک مقیم داریم ولی دو پزشک برای ۱۰۰بیمار !
صدای آه و ناله همه جا را پر کرده،از ناله های مریض تصادفی درگوشه ای از اتاق اورژانس گرفته تا صدای منقطع مادری که دیگر توان ناله کردن هم برایش باقی نمانده است.اینجا بهترین مصداق است برای جایی که در آن حتی جا برای سوزن انداختن نیست. تمامی ۱۲اتاقک اورژانس یک بیمارستان پر است از جمعیت.آن هم با دوبرابر ظرفیت.تجمع ۴۸مریض بدحال با همراهانشان درسالنی که وسعتش به ۳۰۰متر هم نمی رسد، همهمه ای به پا کرده است. عده ای هم از روی ناچاری به دلیل نبود تخت و فضای کافی درکنار دیوارهای سالن و حتی در راهروها خوابیده اند.راهروها مملو از بیمار است و پرستاران فرصت رسیدگی به آنها را پیدا نمی کنند. اینجا تهران است و ما از بیمارستانی در قلب پایتخت برایتان گزارش تهیه می کنیم.
نزدیک ظهر است. ازدحام در اورژانس به حدی است که کنترل ورود وخروج مراجعان از دست در رفته است.بیشتر از ۶۰نفر در یک سالن کوچک بستری اند. رئیس اورژانس با صلابت می گوید: مصاحبه وگزارش ممنوع! اینجا بیمارستان حساسی است و مشکلاتش هم پیچیده.حتی از نظر او صحبت کردن با بیماران و همراهانشان هم ممنوع است.بیرون ساختمان اورژانس و در فضای سبز بیمارستان جمعیتی از همراهان بیماران تشکیل شده است. زن میانسالی که کودک شیرخواره ای به همراه دارد، می گوید:عروسم دستش را با شیشه برید و اورژانس او را به این بیمارستان آورد.از دیشب تا الان هیچ کاری جز پانسمان دستش برایش انجام نداده اند.این بچه هم شیر مادر می خورد به همین دلیل از دیشب اینجا مانده ایم تا هر چند ساعت بتواند شیربخورد.خانواده دیگری مادر ۷۲ساله شان را از اراک به این بیمارستان آورده اند.پزشکان بیمارستان اراک مادر را به دلیل سنگ کیسه صفرا و مسدود شدن راه کبد جواب کرده اند و خانواده اش هم او را به این بیمارستان آورده اند.حالا ۴روزی می شودکه اینجا هستند و مادر بدون هیچ اقدام پزشکی هنوز در اورژانس بستری است.پسرش می گوید: درست است که کاری نکرده اند اما پولی هم از ما نگرفته اند.
آقا خودت را اذیت نکن ،دکتر بعد از ظهر با چندنفر از همراهان بیماران بحثش شد،قهر کرد و رفت!الان همه رزیدنت ها هستند و با مهر استادشان بیمار را ویزیت می کنند و اگر لازم شود بیمار را در بخش بستری می کنند.
خانواده دیگری بیمار مبتلا به سرطان سینه را از قم به اورژانس این بیمارستان آورده اند،امروز سومین روزی است که مریض در اورژانس است و به قول همراهش در این سه روز نه پزشکش را شناخته اند نه پرستارش را.می گوید:هر سوالی که می کنیم با ناراحتی و سربالا جوابمان را می دهند.همسر بیمار ناگهان زیر گریه می زند و می گوید فکر می کردم اگر بیاورمش تهران بهتر می شود اما….
یکی از پرسنل درمانی از کمبودهای اورژانس می گوید؛ ازاینکه تا دلت بخواهد در اورژانس انترن و رزیدنت رفت و آمد دارند اما هر پرستار باید از ۹بیمار مراقبت کند.بی تعارف می گوید: کارمان آنقدر زیاد است که به بیماران خوب رسیدگی نمی کنیم.می گوید: اورژانس بیشتر به یک بخش بستری شبیه شده و استادان اجازه بستری شدن بیمار در بخش های تخصصی را نمی دهند.ما اینجا مریضی داریم که سه ماه است در اورژانس بستری است.اگر مریضی به دو متخصص نیاز داشته باشد ،مثلا عفونی و مغز و اعصاب ،به هیچ یک از این دو بخش نمی رود و پزشکان متخصص هر روز دراورژانس او را ویزیت می کنند.مشکل دیگری هم که داریم این است که بیمار بدحال را به بخش نمی برند،اعتقادشان بر این است که یا در اورژانس خوب می شود یا نه! از پزشک متخصص مقیم اورژانس که می پرسم می گوید :پزشک مقیم داریم ولی دو پزشک برای ۱۰۰بیمار !

ساعت ده شب.مرکز پزشکی آموزشی درمانی … اینجا یکی از قطب های اورژانس بیمارستانی تهران است.پر ازدحام و شلوغ.صدای داد و فریاد همراهان یک بیمار سانحه دیده فضای بیمارستان را پر کرده است.بیمار به دلیل قطع شدن دست راست ۶ساعت بدون هیچ اقدام درمانی روی تخت خوابیده تا اینکه اعتراض همراهان باعث می شود برای ادامه درمان به بیمارستان فوق تخصصی جراحی پلاستیک ۱۵خرداد اعزام شود.سراغ پزشک متخصص مقیم را که می گیرم، جواب سربالا می شنوم ،تا اینکه یکی از پرسنل به آرامی می گوید: آقا خودت را اذیت نکن ،دکتر بعد از ظهر با چندنفر از همراهان بیماران بحثش شد،قهر کرد و رفت!الان همه رزیدنت ها هستند و با مهر استادشان بیمار را ویزیت می کنند و اگر لازم شود بیمار را در بخش بستری می کنند.صف رادیولوژی و سی تی اسکن اورژانس شلوغ است.همراه بیماری که دو ساعت منتظر سی تی اسکن است، می گوید: ما که پول مراجعه به بیمارستان خصوصی را نداریم نباید اعتراض کنیم،چون حقی بیشتر از این نداریم.ناخواسته اشک هایش سرازیر می شود… .

۱۳۹۴ مرداد ۳۱, شنبه

فرار مغزها دو برابر درآمد نفتی به اقتصاد ایران زیان می‌زند





#ایران #اقتصاد #فرار #مغزها #نفتی


فرار مغزها دو برابر درآمد نفتی به اقتصاد ایران زیان می‌زند


هزینه‌ی فرار سالانه ۱۵۰ هزار متخصص از ایران معادل ۲ برابر درآمد نفتی کشور استفرار مغزها واژه‌ای است که بسیار شنیده‌ایم. پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ زمانی بود که سخن از آن می‌رفت که مغزهایی که از کشور گریخته‌اند را با فراهم‌کردن شرایط مناسب تشویق به بازگرداندن به کشور کنند. یکی از ائمه جماعت در نقد این سیاست گفته بود که ما پس از انقلاب زحمت کشیدیم تا این‌ها را فراری دادیم و به آن‌ها فهماندیم که این کشور انقلابی جای آن‌ها نیست.(نقل به مضمون)هر چه بود سیاست‌های نظام ِ برآمده از دل انقلاب اسلامی میلیون‌ها مغز متفکر و تحصیل‌کرده و متخصص را از کشور فراری داد. سخن از آن می‌رفت که تعهد برتر از تخصص است و آن‌چه کشور انقلابی به آن نیاز دارد تعهد به آرمان‌های انقلابی است و هر کس تعهد ندارد بهتر آن است که از ایران برود. کارشناس ارشد بانک جهانی آورده است که فرار مغزها دو برابر درآمد نفتی به اقتصاد ایران زیان می‌رساند. کارشناس بانک جهانی با شمردن ۶ روندی که آینده‌ی تکنولوژی در ایران را رقم می‌زند به فرار مغزها از ایران اشاره می‌کند و می‌نویسد که هزینه‌ی فرار سالانه ۱۵۰ هزار متخصص از ایران معادل ۲ برابر درآمد نفتی کشور ایران است. این گزارش توسط پایگاه مجمع جهانی اقتصاد منتشر شده  است.

۱۳۹۴ مرداد ۲۹, پنجشنبه

نامه زیبای یک پرستار به مردم ایران



#ایران #تهران #پرستار #مردم



 نامه زیبای یک پرستار به مردم ایران



من یک پرستار هستم
درک می کنم که حرفه ام سخت است.
درک می کنم که بیماری و درد می کشی. درک می کنم که همراهانت نگران هستند و عصبی.
درک می کنم که او پزشک است و تشخیص می دهد، order می دهد و من مجری ام.
درک می کنم که بیمارستان بودجه اش کم است و یا شاید کم باشد.
درک می کنم که مسئولین دفتری که به نامم زده اند، باید به هزار نفر جواب پس دهند.
درک می کنم که رئیس بیمارستان مرا نشناسد، چون من فقط قطعه ای هستم از پازل خواسته های او.
درک می کنم که فلان نیست و با بهمان باید بسازیم وگاهی با کمبود امکانات روبرو می شویم.
من گاهی پاهای خسته ام را برای پیدا کردن یک گاز کوچک باید در تمام اتاق های بخشم بکشانم.
شیفت هایی هست که نه تو می بینی و نه مسئولین، شیفت هایی هست که فقط 5 دقیقه آرزو می کنم بتوانم بنشینم تا لحظه ای برای رفع تشنگی 8 ساعته ام آب بنوشم.
من آن فرشته ای که تو فکر می کنی باید باشم، نیستم. من هم مانند تو انسانم با نیازها و خواسته های معقول بشری. خسته می شوم- بی انگیزه و گوشت تلخ می شوم. نه یک بار نه دو بار که صد بار میشنوم که تو می گویی اکثر پرستاران بد اخلاق و نچسبند. 
درک می کنم که بخش های جدید ساخته می شوند و من موظفم که اضافه کاری اجباری بیایم، چون که مثل همیشه نیرو ندارند. چرا؟!!
نمی دانم ... تعداد فارغ التحصیلان رشته ام بسیار است و هنگام استخدام ملخ همه را خورده !!
شاید هم می دانم و خود را به نادانی زده ام. می دانم که دانایی به استخوان های خسته ام بیشتر فشار می آورد.
خوب گوش کن. در سن جوانی، قرنیه ی چشم هایی که در اثر شب کاری های اجباری خشک شده اند، دیگر توان نظاره ی واقعیت را ندارند. خواستم که کور شوم.
اما می گویم تا مردم سرزمینم بدانند نه برای دلسوزی که آن وظیفه ماست، بلکه برای لحظه ای تفکر که یک لحظه تفکر از ساعت ها عبادت مقدس تر است.
آیا می دانی تمام تعطیلات آخر هفته ای که تو به گردش می روی، من به اجبار شیفت هستم. n بار لحظه ی سال تحویل و n2 بار مسافرت با خانواده را از دست دادم، نه بخاطر تو بلکه چون پرستارم. من اگر نباشم بیمار تو در اثر عدم مراقبت می میرد... و ظاهراٌ من کلید گمشده چرخه ی درمانم که به هیچ قفلی نمی خورم.

فراموش نمی کنم تحکم پزشکی که خودش را بالاتر از من می دید، آن هم به واسطه ی عرف کاذب جامعه ای که او را بزرگ کرد و فراموش کرده بود که من هم تحصیل کردم، درس خواندم. زحمت کشیدم و مهارت کسب کردم . آنقدر مرا در ابراز وجود سرکوب کردند که حتی انگیزه ای برای به روز کردن سوادم ندارم. سوادی که روزی سرلوحه خدمتگزاری ام می دانستم.
من هنوز هم خدمتگزار جامعه ی خود هستم. آمده ام تا آگاهت کنم من به حقوقم برسم و تو نیز به حقوقت بی نقص خواهی رسید. آن وقت می توانی فرشته خطابم کنی، چون ذات من این است، اگر نبود که پرستار نبودم.
خیلی طول نکشید تا بفهمم که اینجا سازمانیست که پزشکش می خواهد من فقط آمپولم را بزنم تا فرمانروایی کند. سالهاست می خواهم ثابت کنم ما همه یک تیمیم، تیم قدرتمند پزشک و پرستار کنار هم و با هم برای پیشبرد سلامت بیمار.. اما آنچه نگرش سازمان من است، آنقدر بلند است که آنچه را که دیکته می کنند،نمی شنوم. اینجا کسانی فرمانروایی می کنند که فریاد می زنند ما رئیسیم و تو گاهی حتی مجری هم نیستی. حقوق و درآمد من مطابق زحماتم نیست و تفاوت طبقاتی زیادی بین کارانه من و یک پزشک است. درآمدم کم است و انگیزه ام کمتر، هر روز کمتر از دیروز.

تنها پاسخی که می شنوم این است: اجرت با خدا – عوض آن در آن دنیا خوشبختید، دریغ از اینکه آنکس که دنیایش را نسازد آخرتش را باخته.
من آن فرشته ای که تو فکر می کنی باید باشم، نیستم. من هم مانند تو انسانم با نیازها و خواسته های معقول بشری. خسته می شوم- بی انگیزه و گوشت تلخ می شوم. نه یک بار نه دو بار که صد بار میشنوم که تو می گویی اکثر پرستاران بد اخلاق و نچسبند.




پرستاران وکارکنان بیمارستانهای همدان باحضورخود درهنگام ورود روحانی به استان همدان صدای اعتراضمان را به گوش اوبرسانیم







#ایران #همدان #پرستاران #کارکنان 

پرستاران وکارکنان بیمارستانهای همدان باحضورخود درهنگام ورود روحانی به استان همدان صدای اعتراضمان را به گوش اوبرسانیم 








۱۳۹۴ مرداد ۲۸, چهارشنبه

انفجار ک‍پسول اکسیژن باعث سوختگی دو تن کارمندان مرکزاورژانس

ایران #تهران #کارمندان #مرکزاورژانس  #کپسول #سوختگی #



انفجار ک‍پسول اکسیژن باعث سوختگی 
 دو تن کارمندان مرکزاورژانس


۲۸ مرداد دو تن از كارمندان مرکز اورژانس تهران به علت انفجار کپسول اکسیژن  دچار سوختگی (حدودا 
25 %) از ناحیه صورت و چشم و دست ها شدند.
اين حادثه زمانی رخ داد که مسئول توزیع کپسول اکسیژن وارد پایگاه 226 نوبنیاد شده و یکی از

تکنسین های پایگاه اورژانس تهران جهت تحویل گرفتن و تعویض کپسول نزدیک خودروی توزیع 

اکسیژن شد و در حین جا به جایی ، کپسول دچار انفجار شد و موجب سوختگی و مصدومیت  كارمندان 
گردید

روانسر دریک بیمارستان با دو پرستار برای 47 هزار نفر






#ایران #کرمانشاه #روانسر #بیمارستان  #بودجه
 
روانسر دریک بیمارستان با دو پرستار برای 47 هزار نفر
 
موضوع احداث بیمارستان 32 تختخوابی شهرستان روانسر در دستور کار مسوولان بهداشت و سلامت استان و استانداری کرمانشاه قرار دارد اما تا به نتیجه رسیدن این طرح، مرکز خدمات درمانی این شهرستان قرار است به نوعی کارکرد یک بیمارستان را داشته باشد. به تازگی مسوولان بهداشت و سلامت این شهرستان به بهانه نبود بودجه کافی، یکی از مشاغل پرستاری این مرکز را حذف کرده اند در حالیکه قبلا سه پرستار در این مرکز خدمات ارائه می کردند و از ساعت 14 تا 2 بامداد هم در اورژانس این مرکز نیروی کمکی وجود داشت. اکنون روانسر در شرایط 40 سال پیش قرار گرفته است و با توجه به اینکه این شهرستان دارای بیمارستان نیست و از سویی با این تعدیل نیرو، فشار کاری بر نیروهای موجود افزایش یافته، متاسفانه سطح خدمات دهی این مرکز پایین آمده که نارضایتی شهروندان روانسری را به همراه داشته است در تصمیم تعدیل کردن نیروها، حتی نیروهای بخش فوریت های پزشکی این مرکز هم کاهش یافته و در عوض از نیروی «آن کال» On Call استفاده می شود که در صورت موارد اورژانسی، بیمار باید منتظر بماند تا نیروی آن کال از منزل به مرکز خدمات درمانی بیاید. اکنون در مرکز یاد شده فقط دو نیروی پرستار (یک خانم و یک آقا) با یک پزشک عمومی با بخش هایی چون داروخانه، مامایی و رادیولوژی آنگونه که متناسب با ظرفیت یک شهرستان است، خدمات ارائه نمی شود.
شهرستان روانسر با جمعیتی افزون بر47 هزار نفر یکی از مناطق پرظرفیت استان در حوزه های کشاورزی و گردشگری است و دروازه ورود مسافران به منطقه زیبای اورامانات و شهرستانهای پاوه، جوانرود و ثلاث باباجانی بشمار می آید.شهر روانسر تا کرمانشاه حدود 60 کیلومتر فاصله دارد.